





فراخوان دومین همایش تخصصی زمین شناسی
16و 17 اردیبهشت 1387
http://www.pnu.ac.ir/hamayesh-zamin.htm

http://www.pnu.ac.ir/hamayesh-zamin/hamayesh-zamin1.jpg

http://www.pnu.ac.ir/hamayesh-zamin/hamayesh-zamin2.jpg
بخش بالايي كرتاسه در زاگرس
چهار سازند ايلام، گورپي، تاربور و اميران، نشانگر بخشي از سنگهاي كرتاسة بالايي زاگرس هستند. بخش پاييني سازند ساچون نيز سنگوارة ماستريشتين دارد.
سازند آهكي ايلام : سازند ايلام به دو رخسارة عميق و كم عمق ديده ميشود. برش الگوي اين سازند كه نشانگر رخسارههاي عميق است، در پايانة شمال باختري كبيركوه در 12 كيلومتري شهرستان ايلام اندازهگيري شده است. در اين بُرش، سازند ايلام شامل 190 متر سنگآهكهاي رسي دانه ريز پلاژيك خاكستري رنگ با لايهبندي منظم و ميانلايههاي نازك شيل، و سن سانتونين – كامپانين است.
وجود قلوههاي درشت هماتيت در پاية بُرش الگو، نشانگر ناپيوستگي رسوبي است كه ممكن است به سازند سَروَك و يا سورگاه باشد. ولي مرز بالايي آن با سازند گورپي همساز است.
رخسارههاي كم عمق سازند ايلام در نواحي فارس و خوزستان، گسترش دارد كه شامل سنگآهكهاي قلوهاي است كه همچنان سن سانتونين تا كامپانين دارد. در برخي نقاط ميتوان ارتباط بين انگشتي دو رخسارة پلاژيك و كم عمق سازند ايلام را ديد.
سازند شيلي گورپي : بُرش الگوي اين سازند در تنگ پابده در شمال مسجد سليمان (ميدان نفتــي لالي) 320 متر ستبرا دارد، ولي پيش از معرفــي اين بُرش، به اين واحد سنگي « مـارن دزك »، « مارنهاي گلوبيژرينا »، گفته ميشد كه شامل سازند گورپي و سازند پابده بود.
در بيشتر نواحي زاگرس، سازند گورپي شامل مارن، شيلهاي خاكستري مايل به آبي است كه ميانلايههايي از سنگآهكهاي نازك رُسي دارد و به دليل زود فرسا بودن، سيماي آن فرسوده است. در فارس داخلي، رخسارة آهكي سازند تابور، به طور بين انگشتي جانشين سازند گورپي ميشود. اگرچه مرز زيرين گورپي با سازند ايلام (درزير) تدريجي دانسته شده، ولي سطح هوازده در اين مرز ميتواند نشانگر دگرشيبي خفيف باشد. در نقاطي كه ايلام وجود ندارد، گورپي روي سَروَك بوده و در اين حالت، ناپيوستگي رسوبي پيش از سازند گورپي آشكارتر است. مرز بالايي سازند گورپي با سازندهاي مختلف است. در لرستان مرز بالايي گورپي با شيلهاي ارغواني سازند پابده با شواهدي از دگرشيبي فرسايشي است. سازند گورپي، در همه جا همزمان نيست. در نواحي فارس و خوزستان مرز زيرين گورپي، سانتونين و مرز بالايي آن ماستريشتين است. در لرستان، لايههاي زيرين به سن كامپانين و لايههاي بالايي تا پالئوسن ادامه دارد. سازند گورپي، سنگ پوش مخازن نفتي سَروَك است.
اين سازند (گورپي) داراي دو عضو آهكي رسمي (امام حسن، سيمره) و يك عضو غير رسمي (آهك منصوري) است (مطيعي، 1372).
« عضو آهكي امام حسن » 114 متر سنگآهك رُسي، ستبرلايه، ريز دانه و خاكستري به همراه ميانلايههاي مارن است. به دليل سختي بيشتر، در درون شيلهاي گورپي برجستگي دارد. اين عضو بيشتر در لرستان و فروافتادگي دزفول ديده شده است.
« عضو آهكي سيمره » شامل سنگآهكهاي قهوهاي رنگ داراي دو كفهايهاي نوع لوفا است و در مقايسه با بخش آهكي امام حسن، رخسارة كم عمقتري دارد.
« عضو آهكي منصوري » يك سنگآهك نريتيك منقطع در سازند گورپي است كه در باختر خوزستان برونزد دار، ولي به سمت شمال خاوري ناپديد ميشود.
سازند آهكي تاربور : سازند آهكي تاربور يك واحد سنگچينهاي از نوع ريفهاي روديستي است كه در فارس داخلي توسعه دارد. به همينرو، بُرش الگوي آن در كوه گَدوان و در نزديگي روستاي تاربور در استان فارس مطالعه شده است. در محل الگو، سازند تاربور حدود 527 متر سنگآهكهاي تودهاي با مقدار فراواني صدف است كه ميان دو واحد كمي هوازدة سازند گورپي (در زير) و سازند ساچون (دربالا) قرار دارد. همبري آن با واحد زيرين (گورپي) همشيب و ناگهاني است ولي در مرز بالايي آن مقداري قلوههاي آهني وجود دارد كه به يك ناپيوستگي رسوبي اشاره دارد.
سنگوارههاي گوناگون به ويژه لوفتوزيا Loftusia و سايدروليتس Siderolites نشانگر زمان كامپانين – ماستريشتين و شرايط ريف است. وجود برخي سنگوارههاي گروه خامي و ترياس سبب شده بود تا اين سازند به سن ژوراسيك و يا ترياس دانسته شود كه اين تصور نادرست است (مطيعي، 1372).
سنگهاي آذرين با ساخت بالشي به صورت بين لايهاي و يا سنگهاي آذرين دروني بازيك، متعلق به ترشيري بالايي نيز در اين توالي تداخل دارند (مطيعي، 1372).
گفتني است كه از فارس داخلي به سوي جنوب باختر، سازند تاربور تغيير رخساره ميدهد. نخست به سنگآهكهاي نازك لايه با منشأ عميق و سپس با رخسارة شيلي سازند گورپي جانشين ميشود.
سازند آواري اميران : سازند آواري اميران شامل حدود 871 متر سيلت سنگ و ماسهسنگ به رنگ سبز زيتوني تيره تا قهوهاي و مقداري سنگآهك و كنگلومرا با رخسارة فليش گونه است، به همينرو، گاهي با نام فليشهاي اميران از آن ياد ميشود. در حوالي خرمآباد، بخش پاييني فليشهاي اميران كنگلومرايي است كه به آن « بخش كنگلومراي خرمآباد » نام دادهاند (مطيعي، 1372).
سازند اميران فقط در شمال خاوري لرستان برونزد دارد. به همين دليل بُرش الگوي آن در تاقديس اميران، در كنار راه انديمشك – خرمآباد (نزديك روستاي معمولان) اندازهگيري شده است. مرز پاييني اميران با مارنهـــاي خاكستــري رنگ سازند گورپــي همشيب و تدريجــي است. مرز بالايــي آن ممكن است بــه « سنگآهكهاي تلهرنگ » و يا « كنگلومراي كشكان » باشد. اميران به طور جانبي به سازندهاي گورپي و پابده تبديل ميشود.
سازند اميران زمان گذر و در لرستان به سن پالئوسن و در ناحية كرمانشاه – خرمآباد به سن ماستريشتين است.
| ||
|
نتایج تحقیقات دانشمندان آمریکایی نشان می دهد که اکسیژن بین 50 تا 100 میلیون سال زودتر از آنچه تاکنون تصور میشد در زمین بوجود آمده است .پنج گروه از دانشمندان آمریکایی به سرپرستی زمین شناسان دانشگاه ایالت آریزونا که نتایج تحقیقات خود را در مجله ساینس منتشر کرده اند در بررسی های خود نشان دادند که اکسیژن در حدود 50 تا 100 میلیون سال زودتر از حدود 4/2 میلیارد سال قبل در زمین ظاهر شده است. در حقیقت تاکنون تصور بر این بود که اکسیژن در حدود 4/2 میلیارد سال قبل در زمین بوجود آمده است اما اکنون این دانشمندان آثار اندکی از اکسیژن حاضر در اتمسفر زمین مربوط به 5/2 میلیارد سال قبل را کشف کردند.این دانشمندان در دوره اجرای پروژه "Deep Time Drilling" در تابستان سال 2004 در منطقه آبگیر "هامرسلی" در غرب استرالیا یک صخره رسوبی را به طول تقریبا یک کیلومتر استخراج کردند. این زمین شناسان در این عمق موادی را کشف کردند که میلیاردها سال قبل از اتمسفر به زمین فرود آمده بودند. سپس این محققان مقدار فلزهایی مثل مولیبدن، اورانیوم و مس را که از این حفره بدست آمده بود اندازه گیری کردند چرا که این اندازه ها با میزان اکسیژن موجود در اقیانوس ها و در رسوبات زمینی منطبق است. با این اندازه گیری ها، این دانشمندان موفق شدند تاریخ حضور سطح این گاز را در اتمسفر حداقل 50 میلیون سال قبل از زمانی که تاکنون درنظر گرفته شده بود، نشان دهند.به گفته این دانشمندان در طی 5/4 میلیارد سال قبل، اکسیژن در اتمسفر زمین وجود نداشته است. پس از حدود دو میلیارد سال به دلایلی که هنوز ناشناخته است، سطح اکسیژن اتمسفر به سرعت افزایش یافته است. بررسی این تغییرات می تواند به درک بهتر واکنش های میان تولد زندگی، زمین شناسی و ترکیبات اتمسفر کمک کند. به علاوه می تواند در خصوص بررسی زندگی در سیارات خارج از منظومه شمسی نیز کاربردی باشد.






درياچههاي ايران
درياچة اروميه : درياچة اروميه كه در گذشته «چيچست» و «كبودان» نام داشته بزرگترين و شورترين درياچة دائمي ايران و يكي از درياچههاي فوق اشباع از نمك دنيا است كه از اين نظر با درياچة بزرگ نمك Great Salt Lake آمريكا شباهت دارد.
درازاي آن 140 و پهناي آن ميان 15 تا 50 كيلومتر و مساحت آن بين 5000 تا 6000 كيلومترمربع (بر حسب ميزان بارش و تبخير) است. به باور فورون (1941)، در پليو – پليستوسن، درياچة اروميه تا تبريز و مراغه گسترش داشته است. اين درياچه در يك فرونشست كم ژرفاي وسيع با ميانگين ژرفاي 6 متر قرار گرفته است. ولي ژرفترين نقطة آن با 13 متر عمق در گوشة شمال باختري جاي دارد. سطح آن نسبت به سطح آب درياهاي آزاد، 1300 متر بالاتر قرار دارد. در اين درياچه بيش از 102 جزيره وجود دارد كه شكل و اندازة آنها با ميزان بارش سالانه تناسب دارد. در بين اين جزايركوچك و بزرگ، شبه جزيرة اسلامي (شاهي) بزرگترين آنها است كه در سالهاي پر بارش به صورت جزيره درميآيد. بر خلاف جزيرة اسلامي كه از سنگهاي آتشفشاني پليوسن است، ديگر جزاير، نهشتههاي فليش گونة كرتاسة زيرين و يا سنگ آهكهاي ريفي زمان ميوسن (سازند قم) هستند. سطح حوضة آبريز درياچه حدود 50000 كيلومترمربع است. زرينهرود، سيمينهرود، زولايچاي و آجيچاي از رودهاي عمدة وارده به درياچه هستند. از ميان رودهاي گفته شده، آجيچاي از رسوبهاي نمكي نئوژن خاور تبريز عبور ميكند و در حمل مقدار قابل ملاحظهاي نمك به درياچه نقش دارد.
اگرچه در گزارشهاي قديمي (گونتر، 1899 و بوبك، 1934)، درياچة اروميه را باقيماندة درياي مديترانه دانستهاند ولي از نگاه زمينشناسي، اين حوضه حاصل عملكرد سامانههاي گسلهاي فشاري مانند گسل تبريز و زرينهرود است كه در سيستم آبگيري آن نقش اساسي داشتهاند. از نگاه زمينساختي صفحهاي، به باور مكنزي (1972 و 1976) درياچة اروميه، در قسمتي از پهنة خرد شدة بين صفحههاي عربستان و ايران و ريزصفحههاي ايران و تركيه قرار گرفته و ميتوان آن را نوعي درياچة زمينساختي دانست كه كوههاي بلندي آن را در بر گرفته است.
حدود 35 تا 40 متر نهشتههاي نرم درياچهاي بر روي پيسنگ سخت شدة كرتاسة زيرين و يا سنگآهكهاي مارني ميوسن (سازند قم) قرار گرفته كه با ويژگيهاي كنوني، سن درياچه را 30 تا 40 هزار سال تعيين ميكند. ولي بر اساس پادگانههاي درياچهاي پيرامون آن، سن درياچه را 400 تا 500 هزار سال برآورد ميكنند.
نمونههاي گرفته شده از رسوبات نرم بستر، نشانگر رديفي از رسوبات هولوسن است كه قسمتهاي زيرين آن بازگوي محيطهاي ديرينهPaleoenviroment از نوع كويري Playa و يا كفةگلي Mud flat است. بررسي دانههاي گرده موجود در رسوبات درياچه نشان ميدهد كه در طول عمر درياچه، شرايط خشك اقليمي نيز وجود داشته است.
بيشتر نهشتههاي درياچه از نوع شيميايي است. وجود بعضي لايههاي نازك تخريبي (كوارتز، كلسيت، پلاژيوكلاز، كائولينيت) نشانگر تغيير موقتي آب و هوا و شوري درياچه است. از رسوبهاي شيميايي درياچه، آراگونيت بيشترين مقدار را دارد كه به صورت تيغههاي نازك و منظم و يا نامنظم است. ژيپس به صورت لايههاي مستقل و بلورهاي درشت در گل و لاي رشد كرده و تشكيل آن در زماني بوده كه سطح آب به حداقل رسيده است. كلسيتهاي موجود آواري است و همراه آب رودها به درياچه رسيدهاند و تغيير مقدار آن نسبت به كوارتز، نمايانگر تغييرات آب و هوايي است. گاهي در رسوبات درياچهاي گل و لاي دولوميتي هم وجود دارد كه ممكن است به شيوة جانشيني تشكيل شده باشند. نمك طعام و فلدسپارهاي پتاسيمدار كاني فرعي هستند. اگرچه در نهشتههاي كف ائوليت ديده نشده، ولي در كرانة باختري درياچه، ائوليت در حال تشكيل است. در اين نهشتهها، اثري از خاكسترهاي آتشفشاني ديده نشده است. در ضمن نمك مجزا هم ديده نشده كه نشان ميدهد درياچه هيچگاه به طور كامل خشك نشده است.
آب درياچة اروميه با pH از 2/7 تا 6/7 از نوع كلريدسديم، منيزيم و سولفات سديم و در حالت زيرقليايي است. تغيير شوري آب، رابطة عكس با ژرفاي درياچه دارد و با افزايش ژرفا، شوري كمتر ميشود. ميزان شوري آن در هنگام پرآبي 220 گرم در ليتر و در تابستان تا 280 گرم در ليتر افزايش مييابد. سطح آب در فصول مختلف تا يك متر در نوسان است و به همين دليل در مواقع پر آبي بخشهايي از ساحل آن به زير آب ميرود. به رغم شوري زياد، جلبكهاي سبز مانند Dundella ، سختپوستان Artemia salina و باكتريها از موجودات زندة درياچه هستند. اين جانداران در دوام درياچه نقش مؤثر دارند و از نابودي آن جلوگيري ميكنند.
مطالعات اكتشافي انجام شده براي استحصال نمك از درياچة اروميه نشان داده است كه مجموع تهنشست جامد درياچه به بيش از 5 ميليارد تن ميرسد. در اين ميان، پتاسيم بر حسب O2K حدود 27 ميليون تن و بر حسب سولفات پتاسيم حدود 60 ميليون تن، منيزيا 244 ميليون تن، بروميد حدود 28 تن و ليتيم حدود 250 تن برآورد شده است (سازمان صنايع و معادن آذربايجان غربي، 1380) بنابراين، پس از مطالعات فرآوري، استحصال نمكهاي درياچة اروميه با احداث حوضچههاي تبخير خورشيدي و كارخانة فرآوري امكانپذير است.
درياچة بختگان – طَشك : درياچههاي بختگان و طشك دو فرونشست ميانكوهي هستند كه ارتفاع آنها از سطح درياي آزاد حدود 1558 متر است. درياچة بختگان كه در باختر نيريز قرار داردو به صورت يك فروافتادگي كشيده به طول تقريبي 70 تا 100 كيلومتر است كه روند شمال باختر – جنوب خاور دارد و سطح زير پوشش آن حدود 2000 كيلومترمربع است. سواحل اين درياچه با رسوبات سفيدرنگ تبخيري پوشيده شدهاند ولي در سواحل نزديك به سنگهاي افيوليتي، رنگ تيرهتر است. درياچة طَشك با وسعت تقريبي 800 كيلومترمربع در شمال باختري درياچة بختگان و 160 كيلومتري خاور شيراز قرار دارد. تنها راه ارتباطي اين دو درياچه، از طريق دلتاي رودكُر است كه بخشي از آن به درياچة بختگان و بخش ديگر به درياچة طشك ميريزد. تعدادي جزيره و شبه جزيرة كوچك و بزرگ از جنس راديولاريت، سنگهاي پلاژيك و آهكهاي سروك در اين دو درياچه وجود دارند كه مهمترين آنها جزاير نرگس و گنبان (در درياچة طشك) و جزيرة مناك در درياچة بختگان است كه مساحت آنها، تابع شرايط بارندگي سالانه است. بلندترين نقطة جزيرة گنبان 1734 متر از سطح دريا است كه از سطح درياچه حدود 185 متر بلندتر است. درياچة طشك ژرفايي كمتر از بختگان دارد و در فصول خشك، ارتباط آن با بختگان قطع ميشود.
تأمين كنندة اصلي آب اين دو درياچه، «رودكُر» است كه از كوه<